۳ اسفند ۱۳۸۶

شانه اش را پیشم جا گذاشت . نمی دانم شاید آخرین یادگاری اش بود که امروز وقتی از دوردست ها در آغوشم کشید باور کنم که رفته است ، برای همیشه . بنا به تمام آزادی های لنی بود که حتی وقتی شانه اش پیشم نبود احساس می کردم رفته است
پ.ن : یلدا بی هیچ دست کاری بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر