۳ اسفند ۱۳۸۶

ماه کامل شد

من کم کم شیرینی نا تمام مرگ تو را خوردم و ماه کامل شد
من کم کم بپا خاستم و ماه کامل شد
کم کم دستان کوچکم را در آسمان زرد زرد خیال حباب کردم و ماه کامل شد
کم کم چشمانم را در موج بی تمنای حیات مادربزرگ مهربان قصه رها کردم و ماه کامل شد
کم کم درون تابعی مستقل از توِ متغیر شد و ماه کامل شد
کم کم سیاه نشنیدن حرکاتت را از تن درآوردم و ماه کامل شد
کم کم دیرینه نشان بیگاه شد و ماه تمام شد
کم کم آوای تکرار ناپذیر بازگشت و ماه کامل شد
کم کم ساعت به ساعتگردی بازگشت و ماه کامل شد
کم کم کمان شادی به نفس پیوست و ماه کامل شد
کم کم خطوط مرا احاطه کرد و ماه کامل شد
کم کم خاطر بی آلایش سرمه خورد و ماه کامل شد
کم کم سر بی سرم پر از رنگ شد و ماه کامل شد
ماه کامل شد
ماه کامل شد
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه کــــــــــــــــــــــــــــــــــامل شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر