۳ اسفند ۱۳۸۶

Routine

غلظت آدم که زیاد می شود من حالم بد می شود
آدم های زیادی که در یک صف می ایستند ؛ ظرف بر می دارند ؛ از زیر چشمان سه ، چهار نفر رد می شوند ؛ بدون انتخاب غذایی می گیرند ؛ به صف می روند می نشینند ؛ سر هایشان را پایین می اندازند ؛ دهانشان را با تابع متناوبی تکان می دهند ؛ و به صف خارج می شوند
آدم هایی که به صف می روند کتاب می گیرند ؛ کتاب ها را به ترتیب لیستی که بهشان داده اند می خوانند ؛ و به کتاب بعدی می روند
آدم هایی که به یکدیگر پیشنهاد می دهند ؛ عاشق می شوند ؛ دستان یکدیگر را می گیرند ؛ به ابدیت فکر می کنند ؛ به خاطر یکدیگر رابطه شان را با همه قطع می کنند ؛ [...] ؛ به علت رسیدن به نتیجه ی عدم پایداری عشق و خستگی از یکدیگر بهم می زنند ؛ به دیگری پیشنهاد می دهند
آدم هایی که ابتدا به مدرسه می روند ؛ بعد به راهنمایی ؛ بعد دبیرستان ؛ بعد دانشگاه ؛ بعد ازدواج می کنند و سر کار می روند ؛ بعد بچه دار می شوند ؛ بعد بچه هایشان به مدرسه می روند بعد به راهنمایی ، بعد دبیرستان ، بعد دانشگاه ، بعد ازدواج می کنند و سر کار می روند ؛ بعد نوه دار می شوند و باز نشسته ؛ و بعد می میرند
آدم هایی که هر هفته به مهمانی های فامیلی می روند و هر سال به عروسی هایشان می روند ؛ هر سال عید نوروز را جشن می گیرند و ماه رمضان را روزه می گیرند و نماز می خوانند و ولنتاین را شادی می کنند ؛ تعطیلات رسمی را همیشه به مسافرت می روند
آدم هایی که هر روز با اتوبوس می روند ؛ با اتوبوس باز می گردند
آدم هایی که کل مغازه ها را برای کمترین قیمت می گردند
آدم هایی که همیشه صبح زود بیدار می شوند ؛ شب ساعت 10 می خوابند
آدم هایی که هنگام طلوع گیرنده شان خاموش است و موقع غروب گیرنده هایشان را روشن نمی کنند
آدم هایی که سیگاری ها را طرد می کنند ؛ در خلوت خود [...] می کنند
آدم هایی که هر روز مداد چشم می کشند ؛ رژ صورتی می زنند ؛ همواره برای عمل زیبایی شان پول جمع می کنند
آدم هایی که بیدار می شوند ؛ درس می خوانند ؛ غذا می خورند ؛ به دَبل یو سی می روند ؛ مسواک می زنند ؛ می خوابند
.
.
.
.
حیواناتی که ...ء
;
Fitter, happier, more productive, comfortable, not drinking too much Regular exercise at the gym, 3 days a week Getting on better with your associate employee contemporaries at ease Eating well, no more microwave dinners and saturated fats A patient better driver, a safer car, baby smiling in back seat Sleeping well, no bad dreams, no paranoia Careful to all animals, never washing spiders down the plughole Keep in contact with old friends, enjoy a drink now and then Will frequently check credit at moral bank, hole in wall Favors for favors, fond but not in love Charity standing orders on sundays ring road supermarket No killing moths or putting boiling water on the ants Car wash, also on sundays, no longer afraid of the dark or midday shadows Nothing so ridiculously teenage and desperate nothing so childish At a better pace, slower and more calculated, no chance of escape Now self-employed, concerned, but powerless An empowered and informed member of society, pragmatism not idealism Will not cry in public, less chance of illness, tires that grip in the wet Shot of baby strapped in back seat, a good memory still cries at a good film Still kisses with saliva, no longer empty and frantic like a cat tied to a stick Thats driven into frozen winter shit, the ability to laugh at weakness Calm fitter, healthier and more productive a pig in a cage on antibiotics

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر