من هر روز خواب می مانم
من هر روز چشمانم را باز می کنم و از او خداحافظی می کنم
من هر روز در راه رفت می خندم
من هر روز به دیدار سنگفرش های مرتب می روم
من هر روز خط کشی عابر پیاده را کم رنگ می کنم
من هر روز کتاب هایم را می بینم
من هر روز فیلم هایم را می خوانم
من هر روز صورتم را گِلی می کنم
من هر روز به ثبات می روم
من هر روز می شنوم ولی گوش داده می شوم
من هر روز به (دوستای) سابقم فکر می کنم
من هر روز تند می روم و قدم زنان برمی گردم
من هر روز با ذهنم میلیون ها پزیشن را عکس می کنم
من هر روز به داروین فکر می کنم
من هر روز زیر و زبر دنیا را به دنبال آن چیز می گردم
من هر روز پلک هایم را می بندم
من هر روز فرار می کنم
من هر روز شعر (شر؟) خوانده می شوم
من هر روز ارتباطات را خاموش می کنم
من هر روز بُتم را بیشتر می تراشم
من هر روز برگ های چایی را با آب جوش می سوزانم
من هر روز با پوست تن تنباکو دوست می شوم و بعد به آتشش می کشانم
من هر روز سکون را آرامش می کنم
من هر روز پیانوام را عوض می کنم
من هر روز روزی می کنم
من هر روز شبی می کنم
.. ... .... ....
. .. ... .... ....
آ ؟
آ.
من هر روز چشمانم را باز می کنم و از او خداحافظی می کنم
من هر روز در راه رفت می خندم
من هر روز به دیدار سنگفرش های مرتب می روم
من هر روز خط کشی عابر پیاده را کم رنگ می کنم
من هر روز کتاب هایم را می بینم
من هر روز فیلم هایم را می خوانم
من هر روز صورتم را گِلی می کنم
من هر روز به ثبات می روم
من هر روز می شنوم ولی گوش داده می شوم
من هر روز به (دوستای) سابقم فکر می کنم
من هر روز تند می روم و قدم زنان برمی گردم
من هر روز با ذهنم میلیون ها پزیشن را عکس می کنم
من هر روز به داروین فکر می کنم
من هر روز زیر و زبر دنیا را به دنبال آن چیز می گردم
من هر روز پلک هایم را می بندم
من هر روز فرار می کنم
من هر روز شعر (شر؟) خوانده می شوم
من هر روز ارتباطات را خاموش می کنم
من هر روز بُتم را بیشتر می تراشم
من هر روز برگ های چایی را با آب جوش می سوزانم
من هر روز با پوست تن تنباکو دوست می شوم و بعد به آتشش می کشانم
من هر روز سکون را آرامش می کنم
من هر روز پیانوام را عوض می کنم
من هر روز روزی می کنم
من هر روز شبی می کنم
.. ... .... ....
. .. ... .... ....
آ ؟
آ.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر