مدتی هر روز نزدیک شهرک یک پیکان قدیمی می دیدم. از آنهایی که صندوق عقبشان... دور تا دور شیشه های ماشین با پارچه های کهنه ای پوشانده شده بود که از لای درزشان می شد دید که داخلش فقط یک صندلی راننده است. گاهی کنار ماشین چند کیسه می دیدی پر از لیوان های یکبار مصرف و آشغال کیک و ... که به خوبی درشان بسته شده بود ، انگار کسی این ها را بسته است که به پیام های شهرداری توجه می کند. گه گاه کسی راداخل ماشین می دیدی... اسمش آقای بیچاره بود . آقای بیچاره هرروز صبح ساعت شش بیدار بود ، آقای بیچاره اگر کار داشت چرا این گونه ؟ چرا بی لباس ؟ اگر کاری نداشت برای چه انقدر زود بیدار بود؟ از کنار آقای بیچاره که رد می شدی باید تا می توانستی سرت را پایین بیندازی تا حرف های نا مربوط زیادی نشنوی. آقای بیچاره نگاهی داشت که کالبدت را تجزیه می کرد.
آقای بیچاره خیلی هم نماند ، یا نگذاشتند بماند ، نمی دانم. یک روز دیدم آن پیکان نارنجی نبود. فردا صبح زود آو را با یک تشک دیدم که از خرابه های پل بیرون می آمد و این آخرین باری بود که دیدمش.
از این جریان شاید چهار ماه می گذرد ، در تمام این مدت فکرش مرا رها نکرد! آقای بیچاره واقعاً اسمی داشت ؟ حتماً زمانی کاری داشته و یا آن ماشین را دزدیده بود؟ اگر قبلا زندگی داشته الان خانواده بیچاره کجایند؟ آیا آقای بیچاره را می خواهند به یاد بیاورند؟ کسی دوست آقای بیچاره بوده؟ کسی عاشق آقای بیچاره شده؟ آقای بیچاره گریه می کند؟ آقای بیچاره احساس بدبختی می کند؟ آقای بیچاره از بچگی آقای بیچاره بوده؟ آرزو داشتم که قدرت اجرایی داشتم که با آقای بیچاره حرف می زدم. من سوالات زیادی داشتم ، حیف که زود رفت ، هنوز هم از کنار خرابه ها که رد می شوم دنبالش می گردم. آقای بیچاره معتاد هم بود؟ آقای بیچاره کجا حمام می کرد؟ آقای بیچاره پول برای همان لیوان های یک بار مصرف از کجا می آورد؟
من برای آقای بیچاره هیچ کاری نکردم.
آقای بیچاره خیلی هم نماند ، یا نگذاشتند بماند ، نمی دانم. یک روز دیدم آن پیکان نارنجی نبود. فردا صبح زود آو را با یک تشک دیدم که از خرابه های پل بیرون می آمد و این آخرین باری بود که دیدمش.
از این جریان شاید چهار ماه می گذرد ، در تمام این مدت فکرش مرا رها نکرد! آقای بیچاره واقعاً اسمی داشت ؟ حتماً زمانی کاری داشته و یا آن ماشین را دزدیده بود؟ اگر قبلا زندگی داشته الان خانواده بیچاره کجایند؟ آیا آقای بیچاره را می خواهند به یاد بیاورند؟ کسی دوست آقای بیچاره بوده؟ کسی عاشق آقای بیچاره شده؟ آقای بیچاره گریه می کند؟ آقای بیچاره احساس بدبختی می کند؟ آقای بیچاره از بچگی آقای بیچاره بوده؟ آرزو داشتم که قدرت اجرایی داشتم که با آقای بیچاره حرف می زدم. من سوالات زیادی داشتم ، حیف که زود رفت ، هنوز هم از کنار خرابه ها که رد می شوم دنبالش می گردم. آقای بیچاره معتاد هم بود؟ آقای بیچاره کجا حمام می کرد؟ آقای بیچاره پول برای همان لیوان های یک بار مصرف از کجا می آورد؟
من برای آقای بیچاره هیچ کاری نکردم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر